آدماي راستگو...
-
تاریخ: 1392/7/2 ساعت: 5:34
آﺩﻣﺎﯼ ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ....ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯽ ﺷﻦ ...ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺍﺣﺴﺎﺳﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺑُﺮﻭﺯ ﻣﯿﺪﻥ .....ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﻬﺖ ﻣﯽ ﮔﻦ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻥ ....ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ ﺩﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ ....ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ ﺗﻨﻬﺎﺕ ﻣﯽ ﺫﺍﺭﻥ ....ﺍﻣﺎ .....ﻭﻗﺘﯽ ﺯﺧﻤﯽ ﺑﺸﻦ ...ﺳﺎﮐﺖ ﻣﯽ ﺷﻦ ...ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯽ ﮔﻦ ....ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯿﺮﻥ ....ﻭ ....ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺮﺩﻥ ...(ولی تا ابد میشکنن...
حرفاي حقيقت...
-
تاریخ: 1392/7/2 ساعت: 5:34
کــُلی گِله لا حرفای من گُم,متــنفــرم از حرفــــای مَردم,راست میگفتی خودمونو عشقه,بیــا گوش کنیم بهحرفای هم خـــــب... اشتــباهه که تأثـــیر بگیریم,از حرف اینو اونو بــــعد تصــمیــمبگیریم,بـــزنـــیم لَــــجن به خــاطــره و لــحــظه,بدون هیچ تـــفســـیر بــی تقـــصیر بـــمـــیــــریــــــــم..... ...
لحظه های درد...
-
تاریخ: 1392/7/2 ساعت: 5:34
شما هم مثل من شب که میشه دلتون میگیره؟! شما هم مثل من با هندزفریتون به رختخواب میرین و تمام حرفای عشقتون یادتون میادو گریه میکنین؟همه خاطره هاش...همه حرفاش...همه نبودن هاش...اما ب اینا به هق هق نمی افتین! یه لحظهجشن عروسیشو تصورمیکنین و...ولش کن...
زود گول نخورید...
-
تاریخ: 1392/7/2 ساعت: 5:34
جـــان وحید زود دل نــســپـــریـــد بــــه ایـــن پـــســـر دخـــتـــرای امــروزی ..... از دور زیــــر نـــظـــرشـــون بـــگـــیـــریـــد ، بــبــیــنــیـــد انــدازه شــمــا و افـکـار و آرزوهـاتـون هـســت ؟؟؟؟ یــــا ن ..... بـــا ایـــنـــکــــه مــعــشــوقـــه ی قـــبـــلــی مــن هــمــه ایـــنمـ...
او میرود و تو میمانی با خاطره هاش...
-
تاریخ: 1392/7/2 ساعت: 5:34
آدم ها می آیند… خودشان را نشان می دهند… وقتی که برایت مهم نیست… اصرار می کنند! اصرار برای اثبات وجودشان، برای اثبات بودنشان…و ماندنشان! اصرار می کنند که تو نیز باشی همراهشان… همان آدم ها، وقتی که پذیرفتی بودنشان را ، ماندنشان را… وقتی که باورشان کردی… می روند!به بهانههای پوچ!به بیبهانگی!به سادگی!می ...
حرف حساب...
-
تاریخ: 1392/7/2 ساعت: 5:34
گل پسری که پیش مخاطب خاصت که خیلی دوست داره میشینی میگی : دختر عموم عاشقمه، دختر همسایمون هر روز بهم تکه میپرونه ،دخترای دانشگاه ازم جزوه خواستن بهشون ندادم ،با دختر خالم رفتم شهر براش خرید ولی هیچ احساسی بهش ندارم ، گل پسر با این حرفات داغونش میکنی ، پس یه کوچولو شعور داشته باش و این حرفارو نزن، را...
تو بهترینی...
-
تاریخ: 1392/7/2 ساعت: 5:34
دُخــتری کهـ اول صُبح بهـ زور از خواب بُلند میشهـ بــا موهای ژولیدـهـ ؛ با لـــــباس هایی کهـ از هر طرف کِش اومـدن با چِـشم های نیمهـ بـاز و نیمهـ بَستهـ در حـــال راهـ رَفتـنو زیـر لـب غُرغـُر میکنهـ بَغـل کـردنی تـرین مــوجود دُنــیاست حَتــی بعـضیا مـیگن کهـ : میشهـ بـراش مـُرد !